تبليغاتX

 

پسر كوروش كبير
برای نوشتن تو قلم گیرم از استخوانم
باور کردن با شما!!!

شبكه 3 تلوزيون ملي يونان جيمي استانلوس پيشگوي معروف يوناني كه زلزله بم . سونامي. حملات 11 سپتامبر.و دهها واقعه ديگر را از سالها پيشتر از آن بسيار دقيق پيشگويي كرده بود دقايقي قبل از اعدام خود بعنوان آخرين حرف زندگيش گفت: در تاريخ 9 مارچ 1989 (18 اسفند 1367) يعني 19 سال پيش در كشور ايران پسري بدنيا آمده كه سال 2015 سرنوشت تمام دنيا را تغيير خواهد داد.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:32  توسط فرشاد  | 

دکتر احمدی نژاد(۱۰/۰۲/۸۷ ساعت یه کم زود تر از ۱۰ صبح): موضوع تنها یک نام نیست. اگر بحث نام است از فردا به لس آنجلس بگیم تهرانجلس ٬ به نیویورک بگیم خزانه اوک. خوب چه ایرادی داره بذارید به خیلج ما هم یه عربی بچسبونن. چه ایرادی داره؟ والله بخدا! امروز زیر بنر خلیج عربی عکس میگیریم فردا تو تنب های امارات جزیره مصنوعی میسازم. ما که عرضه نداریم بذار اماراتی ها بسازن. والله بخدا!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:58  توسط فرشاد  | 

هیلاری کلینتون:ما قادریم ایران را ازکره زمین محو کنیم...

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2:29  توسط فرشاد  | 

اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف
 
 كاشان .

 اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني
 
بوده است .

 اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

 اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،
 
 ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان
 
بودند .

 اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .

 اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و
 
واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر
 
 قاره پيمايي افتاده اند .

كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته
 
 شده .

 كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام
 
دارد .

 كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به
 
 خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت
 
براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم
 
فن و هنر ساخته شد .

 ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل
 
از ميلاد ساخت ، ساخته شد .

اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت
 
 و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد 


 كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون
مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250 هزار
سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را ت
صرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در
مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر
 نشان ميدهد .
و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2:27  توسط فرشاد  | 

آبروی ایران را با SMS بخرید!!!!!

برای فارسی شدن واژه ی غریب و اجنبی و نا آشنای اس.ام.اس اصحاب رسانه خود را ..... دادند اما برای خلیج فارسمان خدا بزرگه!!!!!

اس.ام.اس آمد با این مطلب : گوگل نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داد. برای ارسال یک میلیون اعتراض به لینک زیر بروید!!!    

http://www.google.com/search?hl=fa&q=PERSIAN+GULF&lr=

 

 باز هم خوشا به غيرت پيامك!!!


 

كاپيتولاسيون نخواستيم و شاه ديكتاتور و به داد مردم نرس را به همين بهانه ساقط كرديم. اصلا اين كلمه بزرگ و تاريخي كه اسلام و ايران را از چنگ اين مرد منحرف درآورد و باعث شد ايران و اسلام نجات يابد يعني چه؟؟؟يعني يه كشتي شناسايي - جاسوسي مربوط به رژيم منفور و نكبت بريتانيا كه مرگ برش باد بياد تو خليج فارس و نزديكياي تنب كوچك و 3 روز تو خاك ايران بمونن و موقع برگش گشتي ها* و غيورمندان و تيزهوشان سپاه پاسداران جمهوري اسلامي اين كشتي را ديده و فرمان ايست  ميدهند. چفيه  ايي با بوي روحاني اون موقع ها به سر سرباز فاحشه ي انگليسسي ميكنند تا سفير فرهنگ و شفيته حجاب ما بشه. بعد از 4 روز اقامت تو بهترين هتل ايران كه من و تو حتي ار اونجا يه آب معدني هم نميتونيم بخريم با بدرقه ي رسمي تمام رجلان سياسي (به استثناي مقام رهبريت) و با لباسهاي چند ميلوني و سوغاتي هايي كه بازهم به جيب ما نميسازه كه از اونا بخوريم برميگردند به كشورشون..... 

*قابل توجه دوستان و دست اندركاران فرهنگستان بجاي گارد ساحلي گشتي نوشتما!!!

 

حالا فهميدي كاپيتولاسيون چيه؟؟؟؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 15:2  توسط فرشاد  | 

با سلام و عرض ادب به ساحت مقدس کوروش کبیر و سر زمینم ایران.

ایران و ایرانی را می ستایم نه بیشتر از کوروش و نه کمتر از او. زرتشت را می پرستم بیش از حد درک خود. تا وقتی پاسارگاد دارم برای طواف به تازی سرا نمی روم. ایرانی دارم با    سابقه ایی چندهزار ساله که در تمام مدت یکتا پرست بودند چرا باید رو به محلی عبادت کنم که روزی بتکده بود؟؟

خدای من در همه جا هست . اصلا  خدایی که در همه جا نباشد که خدا نیست. چرا باید کیلومترها برای مکعبی سنگی ریاضت بکشم؟ تا کجا باید به نام واجبات جیب ها در سرزمینی عرب خالی شود؟ خدای من در مویرگهایم جا میگیرد ٬ خدایم را تنفس میکنم.

آیا من کافرم؟؟؟؟؟؟؟

 

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است؟

 

شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است؟

 

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ایی؟

 

که خون ما حلال تر از شیر مادر است

 


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:4  توسط فرشاد  | 

زرتشت بیا كه با تو امید آید

شب نیز صدای پای خورشید آید

تاریخ اگر دوباره تكرار شود

آدم به طواف تخت جمشید آید

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:27  توسط فرشاد  | 

سلام

وظیفه ام بود زود تر از اینها بهتون تبریک بگم ٬ به بزرگی خودتون ببخشید.

نوروز بهانه است تا دل جوان کنیم و دوست داشتنها اثبات شود.

دوستت دارم پدر ٬ دوستت دارم ایران ٬ دوستت دارم ایرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 21:7  توسط فرشاد  | 

کوروش دوم ، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر ( ۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد ) شاه پارسی ، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر ، پایه گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها و اسرا، احترام به عقاید و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد.

واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان ، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود ، ‌او را سرور و قانونگذار می نامیدند . یهود یان این پادشاه را به منزله ممسوح پروردگار محسوب می داشتند ،‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می دانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده ، چند گانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده . کوروش سرسلسله هخامنشی ، داریوش بزرگ ، خشایارشا ، اسکندر مقدونی گزینه هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته ، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن ، تورات ، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می باشد.

دوره جوانی

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ ها می رسد که برای چند نسل بر انشان , در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینۀ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیاد‌گذار سلسلۀ هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود 700 می‌زیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبیله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت , گزنفون , و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس , و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد] و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژدهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد, زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژدهاک دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد ، این بار هم از مغ ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندان فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آژدهاک بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زاده‌ی دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود, چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد, در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه‌ی ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد, با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او, فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود, در جنگل رها سازد. میترادات شهامت این کار را نداشت, ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود, با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرای, فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژدهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگترین مقام کشوری است, چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است, زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد, من دستور تنبیه او را دادم, حال اگر شایسته مجازات می باشم, اختیار با توست."

آژدهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد, مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می گذرد با سن این کودک برابری می کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژدهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژدهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید, موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژدهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم, تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم".

کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت.

دوره قدرت

هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود. کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید ، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود ، خردمندانه از کرزوس ، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید . اما کرزوس در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی ( قزل ایرماق امروزی در کشور ترکیه ) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه ، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژ سارد که آن را تسخیر ناپذیر می پنداشتند ، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره های آن سقوط کردو کرزوس، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونان یان رسانید . نکته قابل توجه رفتار کوروش پس از شکست کرزوس است . کوروش، شاه شکست خورده لیدی] را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند ، مشمول عفو شدند . پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت ، هریو ( هرات )، رخج ، مرو ، بلخ ، زرنگیانا ( سیستان ) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا ) و ثتگوش (شمال غربی هند ) را مطیع خود کرد . هدف اصلی کوروش از لشکر کشی به شرق تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود و گرنه در سمت شرق ایران آن روزگار حکومتی که بتواند با کوروش به معارض بپردازد وجود نداشت . کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران ، وسعت سرزمین های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد . حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود . البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس « نابونید » پادشاه بابِل،‌ همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش بینی های پیامبران بنی اسرائیل درباره ازادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

بابِل بدون مدافعه در 22 مهرماه سال 539 ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند ، پادشاه محبوس گردیدو کوروش طبق عادت در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (538ق.م ) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد . با فتح بابِل مستعمرات آن یعنی سوریه ، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان شناسان و حتی حقوقدانان دارد . او یهود یان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود ، کمک های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنا ن نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 23:3  توسط فرشاد  | 

روز نوزدهم آذر كه برابر با دهم دسامبر است را روز جهاني حقوق بشر نامگذاري كرده اند. منشور حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل قرار گرفت و دولت ايران يكي از نخستين امضاكنندگان اين اعلاميه بود  اما به خوبي مي دانيم كه نخستين اعلاميه جهاني حقوق بشر , اعلاميه حقوق بشر كوروش كبير مي باشد كه بيش از 2500 سال از عمر آن مي گذرد. اين استوانه در پي كاوشهاي باستانشناسي در شهر "اور" به دست "هرمزد رسام"  از اعضاي باستانشناسي انگليسي كشف شد و هم اكنون زينت بخش موزه بريتيش ميوزيوم انگلستان است و يك نسخه كپي از آن هم در ساختمان سازمان ملل نصب شده .

فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است.

این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.

در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید:(قسمتهایی که با خط چین نشان داده شده از بین رفته است)

"آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."

منشور کوروش ، منادی احترام به حقوق انسان ها

سال 1285 شمسي يكي از اعضاي گروه كاوش انگليسي در بين النهرين به نام «هرمز رسام» استوانه اي از گل پخته به دست آورد. گمان نخستين باستان شناسان اين بود كه اين لوح توسط يكي از پادشاهان بابلي نگاشته شده است. اما پس از بررسي خط شناسان مشخص شد كه اين سنگ نوشته در سال 538 پيش از ميلاد به هنگام ورود سپاه فاتح ايران به بابل به فرمان كوروش نوشته شده است.

ترجمه و انتشار متن اين استوانه گلي نشان داد آن چه از خاك بابل كشف شده، در واقع «نخستين منشور جهاني حقوق بشر» است. به همين دليل در سال 1348 در گردهمايي حقوق دانان سراسر جهان كه در كنار آرامگاه كوروش برگزار شد، او را نخستين بنيانگذار حقوق بشر ناميدند.

كوروش در اين كتيبه براي نخستين بار از رعايت حقوق طبيعي و مادي و معنوي انسان صحبت كرده است.

اين منشور به نسبت زمانه خود متني بسيار پيشرفته و حقوقي بوده است. برخي از بندهاي آن دقيقا متناسب با منشور حقوق بشر فعلي است.

كوروش در يكي از نخستين بندهاي اين كتيبه مي گويد: «خداي بزرگ بابل دل هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.»

همين بند مي گويد: «من براي صلح كوشيدم. من برده داري را برانداختم، به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازازند.»

در ماده دوم منشور جهاني حقوق بشر آمده است: «هر كس مي تواند بدون هيچ گونه تمايزي به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر، همچنين منشا ملي يا اجتماعي ثروت و ولادت يا وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادي هاي ذكر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد. به علاوه نبايد هيچ تبعيضي به عمل آيد كه مبتني بر وضع سياسي، قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني مستقل، تحت قيوميت يا غير خودمختار باشد.»

در بند 4 منشور حقوق بشر آمده است: «هيچ كس را نبايد در بردگي يا بندگي نگاه داشت، بردگي و داد و ستد بردگان به هر شكلي كه باشد، ممنوع است.»

اين بند نيز مشابه يكي از بندهاي منشور حقوق بشر كوروش است كه اشاره به منع برده داري دارد.

كوروش همچنين در يكي ديگر از بندهاي اين منشور مي گويد: «من برده داري را برانداختم؛ به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند.»

او همچنين به موجب بند ديگري از اين كتيبه، رسم شكنجه را در كشور مغلوب بابل ملغي كرد. همان مطلبي كه در ماده پنجم منشور حقوق بشر از آن ياد شده است: «هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتار ظالمانه ضد انساني يا تحقيرآميز قرار گيرد.»

كوروش همچنين بارها در بندهاي مختلف اين كتيبه اشاره مي كند كه حقوق انساني ملت بابل را به رسميت مي شناسد و براي آنها و تمام اقوام ارزش انساني قائل است: «بي گمان در روزهاي سازندگي همگي مردم بابل، پادشاه را گرامي داشتند. من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم.»

اين موضوع را مي توان در ماده ششم اعلاميه حقوق بشر نيز يافت: «هر كس حق دارد شخصيت حقوقي اش در همه جا به رسميت شناخته شود.»

كوروش همچنين ملت هاي مختلف را آزاد گذاشت تا دين خود را گرامي بدارند و قوانين مذهبي خود را آزادانه اجرا و رعايت كنند: «فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاي خود بازگرداندم و همه مردماني كه آواره شده بودند را به جايگاه خود بازگردانم.»

متن کتیبه کوروش کبیر

اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهان اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 23:2  توسط فرشاد  | 

نه از خاکم
نه از بادم...
نه در بندم
نه ازادم...
نه آن
لیلا ترین مجنون...
نه شیرینم
نه فرهادم..
فقط مثل توغمگینم...
 
 
ای پدر

فقط مثل تو دل تنگم...
اگر ابی تر از آبم...
اگر همزادمهتابم

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 3:55  توسط فرشاد  | 

قبله ی دومم . مرا به حضور بطلب. که حرفها دارم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:52  توسط فرشاد  | 

سلام پدر.

در زمان تو جمعیت ایران ۵۰ میلیون نفر بود. یعنی یک ششم از کل جمعیت دنیا!! بله درست خواندید یک ششم. پس از تو جمعیت ایران در زمان سلجوقیان ۵ میلیون نفر شد! متاسفانه درست خواندید ۵ ملیون نفر یعنی ۱۵۰٪ کمتر از زمان سلطنت (امپراطوری) شما. پدر جان شما ۲۵ کشور را زیر سلطه داشتی و تمام اون ۲۵ کشور الان مستقل شدند ٬ الان فقط ایران رو داریم و گذشته ایی که تو در آن می درخشی.

تو ایرانت را به ما به ارث گذاشتی و ما ایران را چه کردیم. تو میخواستی آینده را غرور آفرین کنی اما از آینده میترسم و به تو تکیه می کنم. نمیدونم چی شده که هرچی راه آهن ٬ جاده ٬ سد و خلاصه همه طرحهای عمرانی باید مزارت رو مزاحم راه خودشون بدونن.  مزارت کعبه دوم من شده . نه خواهش میکنم فکر نکن کفر میگم چون قبلا هم گفته ام اگر الان خدا رو می شناسم فقط بخاطر توست.

پدر ٬ خیلی دوستت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط فرشاد  | 

سلام پدر.

تو براي همه شاه شاهاني اما براي من خداي ايران و ايماني

اسلام تا زماني كه سپهر برقرار است مديون توست . تمام دنيا ادب و فرهنگ را مديون توست ، ۲۵ كسور را زير سلطه داشتي اما به اندازه ارزني حقي ضايع نكردي و كوروش ماندي. روزي مزارت را طواف خواهم كرد اي پدر.

تو براي همه شاه شاهاني اما غروري

در سرزمين تو هستم ، نفس مي كشم ، مي مانم و از اين خاك مي نوشم. عاشق دختر تو مي شوم و با فروهر تو زندگي ميسارم . مزدا را پاسداري ميكنم و مزارت را با پرچمي بر سينه ميكوبم.

 پدر جان ، در اينجا بوي عشق و شهوت را نمي توان تشخيص داد. در شهرم از فروهر ديگر اثري نيست و تا دلت بخواهد آگهي تبليغاتي داري. اينجاست كه من دوست ندارم من باشم. من هم دوست دارد من را از ميان بردارد ، ار اشك و گريه هم پله ميسازند تا به بالاي كوهي از كاه بروند و نمي دانند با جرقه ايي خاكستر ميشوند.

نگران نباش جاي فروهرت در سينه ام امن است.

شب بخاطر شهر من رو سياه شده نبودن آفتاب بهانه است.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 4:42  توسط فرشاد  | 

دوستی با عنوان ناب لطف کردند و گفتند:هنوز امید داری ایران دروباره ایران بشه.

من هم می گویم: بله امید دارم. شاید این حرف رو بارها گفته ام اما بازهم میگم . آلمان در زمان هیتلر وضعیت بدی داشت یا ایران در زمان ما؟ ایران قرار نیست به دست آدم فضاییها ایران بشه  من و تو اگر ایران رو نساریم کاری از پیش نمیره.

با یه فیلم و پشتیبانی شدید مالی با یه فیلم اصل و نسب ما به اجنه و حیوانهای درنده نسبت داده شد و هیچ  مقامی جرات شکایت نداره. سرباز هخامنشی از کشور دزدیده میشه و به فروش میرسه اما برای پس گرفتن مجبوریم تو حراجی شرکت کنیم و اون رو بخریم. مثل اینه که خدا نکرده دزد به خونه شما بیاد و از شما با ارزش ترین وسیله رو بدزده و تو یه حراجی اون رو بخواد بفروشه . شما چی کار میکنی؟؟؟ من مطمئنم که اون رو نمی خری.

من و تو از کجا حمایت میشیم که ایران رو بسازیم؟


مطلب ارسالی برادر خوبم بابک.

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم
چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟
چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟
از این خوابیدن در زیر سنگ و خک و خون خوردن
نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 19:41  توسط فرشاد  | 

چنين گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........

سلام.

بسيار علاقه مندم كه دوست مسيحي يا زرتشتي داشته باشم. اگر شما عزيزان هم علاقه منديد بهتر و بيشر آشنا بشيم با ايميل من در تماس باشيد .

                                                                     شدیداً منتظر می مانم...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 6:2  توسط فرشاد  | 

این مصیبت از کربلا بد تر است٬ بیایید خون گریه کنیم.

سلام پدر.

روزهایی داریم که به لطف ایزدمان بسیار زیباست اما از تو که پنهان نیست ، هر لحظه با این سرما نگران رطوبت سیوند که بر مزارت است میشوم چون خود بهتر میدانی اگر آب میان شکافهای مزارت یخ ببندد و انبساط یابد ایران سقوط میکند.

                                


زمستان و باد و باران و تندیس کورش

کدام کشوری چنين می کند؟!

اين است يکی از با ارزش ترين آثار باستانی سرزمين مان:

تنديسی هزاران ساله  از کورش بزرگ، که سال هاست  زير يک سقف حلبی در ميان باد و باران   رها شده است.

کدام کشوری در  دنيا با ثروت های فرهنگی و تاريخی اش چنين می کند؟!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 23:56  توسط فرشاد  | 

این روزها به مشکی بودن خیابون اهمیت نمیدم ، نگران این       

هستم که برای قلبم پرچم مشکی کم نیارم.

 

یا عشق ادرکنی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 23:46  توسط فرشاد  | 

-    ۱ - سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2-      دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3-   بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4-   دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5-   دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6-   دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 23:45  توسط فرشاد  | 

 یلدا ترین شب سالتان در آغوش ایران و در پناه مزدا و در کنار پدر باد.

هر شب یلداست تا به اندازه یه شب ستاره ها را ببوسیم.

یلدایتان ایرانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:57  توسط فرشاد  |