تبليغاتX

 

پسر كوروش كبير -
برای نوشتن تو قلم گیرم از استخوانم
دوستی با عنوان ناب لطف کردند و گفتند:هنوز امید داری ایران دروباره ایران بشه.

من هم می گویم: بله امید دارم. شاید این حرف رو بارها گفته ام اما بازهم میگم . آلمان در زمان هیتلر وضعیت بدی داشت یا ایران در زمان ما؟ ایران قرار نیست به دست آدم فضاییها ایران بشه  من و تو اگر ایران رو نساریم کاری از پیش نمیره.

با یه فیلم و پشتیبانی شدید مالی با یه فیلم اصل و نسب ما به اجنه و حیوانهای درنده نسبت داده شد و هیچ  مقامی جرات شکایت نداره. سرباز هخامنشی از کشور دزدیده میشه و به فروش میرسه اما برای پس گرفتن مجبوریم تو حراجی شرکت کنیم و اون رو بخریم. مثل اینه که خدا نکرده دزد به خونه شما بیاد و از شما با ارزش ترین وسیله رو بدزده و تو یه حراجی اون رو بخواد بفروشه . شما چی کار میکنی؟؟؟ من مطمئنم که اون رو نمی خری.

من و تو از کجا حمایت میشیم که ایران رو بسازیم؟


مطلب ارسالی برادر خوبم بابک.

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم
چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟
چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟
از این خوابیدن در زیر سنگ و خک و خون خوردن
نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 19:41  توسط فرشاد  |